خاطرات كهنه

من اسیر واژه محبتم خالی از کینه دل و حسادتم عاشق دستهای با رفاقتم زندگی اینحوری داده عادتم

عاشقی!

درد دل با که بگویم که مرا یاری نیست جز تو ای روح روان هیچ مددکاری نیست./.
درد من عشق تو و بستر من بستر مرگ جز توام،هیچ طبیبی و پرستاری نیست



+ نوشته شده در  يکشنبه 8 6 1388ساعت 13:47  توسط sarsepordeh70  |  (3) نظر